خدای متعال وضع مردمی را عوض نمی کند مگر اینکه آن ها وضع خودشان را از درون عوض کنند. تا عوض نشوند خدا سرنوشتشان را عوض نمی کند. از کلمه ی عوض شدن می توان معانی متعددی را برداشت نمود، اما در این مقاله قصد بررسی یکی از جوانب این تغییر، یعنی انتخاب حاکم را، داریم.
هرچند صالح بودن حاکم شرطی لازم اما ناکافی برای پیشرفت جامعه است، اما باید با انتخاب صحیح و آگاهانه، این شرط لازم را برآورده کرد. در اینجا یکی از معیارهای اصلی برای انتخاب فرد اصلح ، اهداف فرد از رسیدن به حکومت مورد بررسی قرار می گیرد. باید توجه داشت که این ویژگی نیز هرچند لازم ، اما برای تشخیص فرد اصلح ناکافی است.
حسین بن علی (ع) در اجتماع حج در منا و عرفات، هنگام اعلام قیام اصلاح طلبانه خودش فرمود: " خداوندا تو خود می دانی که آنچه انجام شد جهت کسب قدرت و جمع آوری مالی از اموال بی ارزش دنیا نبود، بلکه برای بازگشت به مفاهیم اساسی دین و اصلاح چشمگیر در شهرها و نجات مظلومان و به پا داشتن قوانین الهی تعطیل شده. "
بازگشت به اسلام راستین:
جای هیچ بحثی ندارد که در مهمترین عامل دور شدن ما از مدینه فاضله، همانا عمل نکردن به سنتهای اسلامییست.
اصلاح چشمگیر در شهرها:
در اصطلاح اسلامی ، اصلاح نقطه مقابل فساد است، اعم از آنکه ظاهری و تدریجی باشد یا بنیادی و جوهری. اما چشمگیر و نمایان یعنی اینکه، علائمش از در و دیوار پیدا باشد و نیازی به آمار و توضیح و مطالعه نداشته باشد. همانطور که امام علی (ع) نیز در فرمانی به مالک اشتر می فرماید:" انسانها را اصلاح کن و شهرها را عمران نما."
نجات مظلومان:
امام علی (ع) به ماللک اشتر می فرماید : " مالک تو باید به گونه ای حکومت کنی که مردم تو را به معنای واقعی تامین کننده امنیتشان و نگهدار هستی و مالشان و دوست خود بدانند نه آنکه با ایجاد رعب و حشت بر مردم حکومت کنی." همچنین پیامبر اکرم می فرمایند:" هرگز امت جامعه ای به مقام قداست نمی رسند مگر آن وقت که ضعیف حقش را از قوی بدون لکنت کلمه بگیرد."
بپا داشتن قوانین الهی تعطیل شده:
در یک جامعه گاهی حدود الهی به طور کلی تعطیل می شوند یا بصورت تبعیض آمیز اجرا می شوند. سرنوشت چنین جامعه محتوم به فساد و تباهی است مگر آنکه حاکم بدون هیچ مصلحت اندیشی تمام قوانین و حدود الهی را برای همه بر پا دارد. چنانکه علی (ع) در اجرای احکام دین و دستورات شرع مقدس اسلام بسیار جدی و قاطع بود، نمونه بارز آن برخورد آن حضرت با برادرش عقیل میباشد که چگونه درخواست او را که سهم بیشتری از بیتالمال میخواست، برای تنبیه و هوشیاری او با آهن گداخته پاسخ میدهد.
اما شاید بتوان تمامی موارد ذکر شده در بالا در قالب همین بند آخر خلاصه کرد، یعنی بپا داشتن قوانین الهی .
اگر حدود الهی بدون کم و کاست و برای همه اجرا شود فساد در بین مسئولان از بین رفته و از آنجا که بفرمایش امام علی (ع):" رعایا به دین حکام خویشند."، فساد در جامعه ریشه کن می شود. این امر آنقدر مهم است که مولای متقیان حتی رفتار شبه آمیز را برای مدیران خود جایز نمی داند، تا آنجا که وقتی به امام علی علیه السلام اطّلاع دادند که شریح قاضی، خانه مجلّلی خریداری کرده، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فوراً او را احضار کرد و در خریداری خانهای گران قیمت او را مورد نکوهش قرار داد، و فرمود:
"اگر از مال خود خریدی، اسراف کردی و اگر از بیتالمال مسلمین تهیّه کردی خیانت است." [1] یا در جای دیگر می فرمایند:" در دولت ما نزدیکان و خویشاوندان دولتمردان و حکمرانان حق ندارند از نیروی دولت برای به دست آوردن زمین و کشتزارها و جمعآوری ثروت استفاده و به نفع خود اقدام کنند. [2]"
یا در نامه ای به مالک اشتر می فرماید:" همانا زمامداران را خواص و نزدیکانی است که خود خواه وچپاولگرند، و در معاملات انصاف ندارند، ریشه ستمکاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان، و به هیچکدام از اطرافیان و خویشاوندانت زمین را واگذار مکن، و بگونهای با آنان رفتار کن که قرار دادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند، مانند آبیاری مزارع، یا زراعت مشترک، که هزینههای آن را بر دیگران تحمیل کنند، در آن صورت سودش برای آنان، و عیب و ننگش در دنیا و آخرت برای تو است."
آثار سوء استفاده از بیت المال آنجا مشخص می شود، که حتی طلحه و زبیر که روزی از اصحاب نزدیک پیامبر بودند به علت سوء استفاده از جایگاه حکومتی و زراندوزی های بسیار، گذشته درخشان خود را فراموش کرده تا جایی که حتی در جنگ جمل رودرروی حضرت علی (ع) قرار می گیرند. پس از پایان جنگ علی (ع) از کنار طلحة بن عبیدالله که کشته شده بود گذشت و فرمود: "او را بنشانید، ابومخنف گوید: حضرت به او فرمود: وای بر مادرت ای طلحه، تو را اقداماتی (مثبت در پیشبرد اسلام) بود، ای کاش برایت سودمند بود ولی شیطان گمراهت کرد و به لغزش انداخت و تو را سریعا به جهنم رساند. [3] ." یا هنگامیکه پس از گشته شدن زبیر، شمشیر او را نزد حضرت آوردند، فرمود:" این شمشیری است که مدتها با آن غم و غصه از رخسار رسولالله صلی الله علیه و آله زدوده بود." [4].
البته نباید از این نکته مهم و اساسی غافل شد که هرچقدر حاکم فرد صالحی باشد اما باز هم احتمال خطای اطرافیان او وجود دارد. غارت بیت المال اختصاص به حاکمان منصوب، قبل از حضرت علی (ع) نداشت بلکه آنان که در سایه تظاهر به حمایت از علی (ع) نیز به قدرت رسیده بودند بعد از مدتی دست به چنین اقداماتی زدند. به عنوان نمونه: امام علی (ع) حاکمیت منطقه اهواز، فارس، کرمان و... را به عبدالله بن عباس سپرده بود او نیز زیاد بن ابیه را برای منطقه کرمان و فارس نصب کرد و بعد از مدتی بیت المال را غارت و به شام پناهنده شد نامه 20 نهجالبلاغه خطاب به زیاد در همین راستا میباشد. [5]
در پایان، ذکر این نکته ضروریست که هرچند حاکم غیر از موارد بالا، باید خوصیصیات دیگری نیز داشته باشد، اما کسی که فاقد خصوصیات فوق باشد به هیچ وجه شایستگی انتخاب شدن توسط مردم را ندارد.