ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٤  
هر جا نگاه می کنید جشن وآذین بندیه اما یه سئوال وقتی آقا این همه خواهان داره پس چرا نمیاد؟ یک دوستی در جواب این سئوال گفت: آقاجان ما منتظر تو نیستیم ما از تو انتظار داریم
 
سازگاری نتایج انتخابات با آزمون‌های بنفورد
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢  

منبع:

http://alef.ir/1388/content/view/48019/

تحلیل علمی انتخابات ریاست جمهوری ١٣٨٨

 

مقدمه: با توجه با داغ بودن موضوع صحت انتخابات در روزهای اخیر، مقاله ای با عنوان "مستندات علمی دستکاری در آراء انتخابات دهمین دوره انتخابات" در پایگاههای متعدد اینترنتی مرا بر آن داشت تا محاسبات ادعایی در آن مقاله را بررسی کنم که نتیجه این امر چیزی جز رد آن مقاله و اطمینان از نتایج انتخابات نبود. در مقاله ادعایی هیچ نموداری رسم نشده بود تا اصل ماجرا مشخص گردد و البته قسمتهای اصلی مقاله یعنی محاسبه میزان خطا و انحراف، کاملا اشتباه بود و تعمداً از مقادیر نرمال نشده استفاده شده بود و نتیجه دیگری را به خواننده القا می‌کرد. اما در مقاله پیش رو سه آزمون متعارف آماری برای بررسی علمی نتایج انجام شده است تا به طور کامل صحت داده ها تحلیل گردد. امید است تا خوانندگان گرامی، نگارنده را از نظرات خود بهره‌مند سازند.
×××

 


 
یک رگرسیون گمراه‌کننده
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢  

منبع:

http://alef.ir/1388/content/view/47955/

Nate Silver   

۳۱ خرداد ۱۳۸۸

Statistical Report Purporting to Show Rigged Iranian Election Is Flawed


There is a statistical analysis making the rounds, however, which purports to show overwhelmingly persuasive evidence that the Iranian election was rigged. I do not find this evidence compelling


 
انحراف معیار آرای اعلام شده مشکل دار بود؟
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢  

منبع:

http://alef.ir/1388/content/view/47947/

حسین اسدی*   

۳۱ خرداد ۱۳۸۸
بنده این مطلب را در پاسخ به ادعای افرادی می‌نویسم که با اشاره به انحراف معیار آرای اعلام شده توسط وزارت کشور، مدعی هستند که در انتخابات این دوره تقلب شده است.

در ابتدا لازم می‏دانم که بگویم که بنده خود از مخالفان جدی آقای احمدی‌نژاد بوده و همچنان می‌باشم ولی بنا به وظیفه انسانی و دینی لازم دانستم که این مطلب را بنویسم.

 
یک منحنی گمراه‌کننده
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢  

منبع:

http://alef.ir/1388/content/view/47953/

Behrouz Sal   
۳۱ خرداد ۱۳۸۸


 
یک بحث آماری درباره فراگیری موج سبز
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳۱  

منبع:

http://alef.ir/1388/content/view/47843/

جمعی از دانشجویان دانشگاه شریف*   
۳۰ خرداد ۱۳۸۸
این نوشته برای دفاع یا رد مواضع سیاسی هیچ گروهی نیست. این نوشته به اتفاقات رخ‌داده تا پیش از زمان انتخابات نمی‌پردازد. این نوشته در مورد عمل‌کرد صدا و سیما و ارگان‌های دولتی دیگر نیست. این نوشته ارتباطی با عمل‌کرد شورای نگه‌بان و قوة قضاییه ندارد. موضوع این نوشته نقد و بررسی یک استدلال حسی است که به نظر می‌رسد این روزها در بین افراد جامعه از عامی گرفته تا تحصیل‌کرده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مهندس موسوی در اواخر روز رأی‌گیری در کنفرانس خبری با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی با بیان این‌که دولت قدر حضور گسترده مردم در انتخابات را ندانسته است اظهار داشت: «با توجه به اطلاعات بنده در سطح کشور برندة قطعی این انتخابات بنده هستم.» ایشان در همان شب بیانیة زیر را نیز صادر کردند:

«ضمن تشکر از حضور پر شور و استقبال گسترده شما از انتخابات ریاست جمهوری، به اطلاع می‌رساند طبق گزارش‌ها و مستندات واصله علی‌رغم تخلفات و کارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است. از مسؤولان امر می‌خواهم در شمارش آراء نهایت دقت را بنمایند و اعلام می‌کنم در غیر این صورت از همة امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقة ملت ایران اقدام خواهم کرد. همین‌جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و از ملت شریف ایران می‌خواهم آمادة برگزاری جشن پیروزی در شام‌گاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند.»

روز بعد پس از اعلام نتایج توسط وزارت کشور مهندس موسوی در اولین بیانیة خود ادعا کردند که در انتخابات تقلب شده است. طبیعی است که ایشان در این بیانیه به مهم‌ترین دلایل خود برای اثبات این ادعا اشاره کرده باشند. تنها عبارتی که حاکی از دلیل وجود تقلب است این است:

«مردمی که در صف‌های طولانی اخذ رأی شاهد ترکیب آرا بودند و خود می‌دانند که به چه کسی رأی داده‌اند، با حیرت تمام به شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می‌کنند.»

البته ایشان و یا افراد دیگر ممکن است شواهد دیگری نیز برای اثبات تقلب داشته باشند که در این نوشته به آن‌ها پرداخته نمی‌شود. مطالبی نظیر اتهام وارد کردن به شخصیت‌های حقیقی، بیان مطالب خلاف امنیت ملی، کارشکنی برخی مسئولان، کم‌بود تعرفه، استفاده از اموال دولتی، دروغ‌گویی و... که در نوشته‌های بعدی مهندس موسوی به آن‌ها اعتراض شده است ارتباطی با بحث ما ندارند.

سبزها چه چیزهایی را مشاهده کرده اند؟

به‌طور خلاصه مردم در این روزها شاهد افرادی بودند که با لباس یا پارچة سبز طرف‌داری خود را از مهندس موسوی نشان می‌دادند. خودروهایی را دیدند که مزین به روبان سبز و تبلیغات بودند. در گفت‌وگوها و تماس‌های تلفنی رأی دیگران را جویا می‌شدند و در نهایت در هنگام رأی دادن نظر اطرافیان خود را می‌پرسیدند یا می‌شنیدند. آیا استفاده از چنین مشاهداتی برای اثبات بالا بودن رأی یک نامزد درست است؟ در ادامه به بررسی مورد به مورد این مشاهدات می‌پردازیم.

همه اطرافیان من مانند من سبزند!

این مشاهده که می‌توان آن را «مشاهدة منطقه‌ای» نامید یکی از اشتباهات معروف در آمارگیری است. واقعیت این است که در بسیاری از مسایل از جمله عقاید دینی و آرای سیاسی بین افراد «نزدیک به هم» شباهت آماری قابل توجه وجود دارد. در مورد موضوع مورد بحث کم و بیش بر همه‌گان روشن است که وضعیت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی یک نفر ارتباطی جدی با نظر سیاسی او دارد؛ فردی که در شمال تهران، مثلاً در قیطریه، زندگی می‌کند به احتمال زیاد از نظر رأی سیاسی به یک هم‌محله‌ای خود شبیه‌تر است تا به کسی که در جنوب تهران، مثلاً در میدان خراسان، زندگی می‌کند. دو نفر که با هم دوست هستند به احتمال زیاد در عقاید سیاسی نیز به هم شبیه‌تر هستند تا دو نفر که با هم ارتباطی ندارند. مثال روبه‌رو نشان می‌دهد که مشاهدة منطقه‌ای تا چه حد گم‌راه کننده است. شکل زیر جامعه‌ای صد و ده نفره را نشان می‌دهد که دقیقاً نیمی از آن‌ها سبز هستند.


اکنون فرض کنید هر فرد سبز بگوید که از بین خود و اطرافیانش (که معمولاً روی هم 9 نفرند) چند درصد سبز هستند و میانگین اعداد را به عنوان درصد سبزها محاسبه کنیم:
 
 

پس 72 درصد افراد سبز هستند و این یعنی خطایی 22 درصدی! البته افراد در جامعه آمارگیری نمی‌کنند ولی این محاسبه به‌طور ناخودآگاه انجام و به یک استدلال حسی تبدیل می‌شود.

ما با لباس ها و روبان های سبز، وجود خودمان را ثابت کردیم!

باید به این نکته توجه کرد که در این مورد علاوه بر ایراد مشاهدة منطقه‌ای، که در بالا ذکر شد، ایراد دیگری هم وجود دارد و آن پیش‌گامی سبزها و سازماندهی شدن آن‌ها است؛ سبزها به دلیل دستور گرفتن از لیدرهای خود در استفاده از این نماد بسیار مصرتر بودند در حالی که کسی که هفته‌ها سبز پوشیده و کسی که بدون هیچ تظاهری به دکتر احمدی‌نژاد رأی داده هر دو فقط یک رأی دارند. البته خیلی‌ها هم که سبز بودند هنوز به سن قانونی برای رأی دادن نرسیده بودند!

هر خودرو یک ستاد: من خودم دیدم که اکثر خودروها مثل من روبان سبز داشتند!

اولاً این هم باز یک مشاهدة منطقه‌ای است؛ آیا شهروندان شمال تهران بیش‌تر در شمال تهران تردد می‌کنند یا در محله‌های جنوبی؟ جواب روشن است. ثانیاً پیش‌گامی سبزها این مشاهده را هم به نفع افزایش ظاهری درصد سبزها مخدوش می‌کند. ثالثاً آیا به این فکر کرده‌اید که هر شهروند با توجه به وضعیت مالی خود به طور متوسط چند خودرو دارد؟ در خانواده‌های ثروت‌مند، غیر از کودکان، هر فرد یک خودروی شخصی دارد و برعکس یک خانوادة فقیر، با وجود جمعیت بیش‌تر، حداکثر یک خودرو دارد. با توجه به این که به طور آماری گرایش خانواده‌های ثروت‌مند به مهندس موسوی بیش‌تر از گرایش خانواده‌های فقیر به ایشان است مشاهدة ماشین‌ها ما را گم‌راه می‌کند. فرض کنید در جامعه 50 درصد سبز باشند. اگر به طور میانگین هر دو نفر سبز یک خودرو و هر چهار نفر غیرسبز یک خودرو داشته باشند چه چیزی در سطح خیابان خواهیم دید؟ هر 100 نفر سبز 50 خودرو و هر 100 نفر غیرسبز 25 خودرو دارند و در نتیجه 66 درصد خودروها سبز هستند. این یعنی خطایی 16 درصدی به نفع سبزها!

نکتة دیگر ساعاتی است که یک خودرو در خیابان حرکت می‌کند. بسیاری از خودروهای سبز برای این‌که تبلیغات کنند علاوه بر ساعاتی که به‌طور طبیعی در خیابان هستند ساعاتی را هم اضافه کاری می‌کردند! اگر فرض کنیم یک ماشین سبز تبلیغی به‌طور میانگین دو برابر حالت عادی خیابان‌گردی کند خطا شدید‌تر خواهد شد: 100 خودروی سبز در مقابل 25 خودروی غیرسبز و این یعنی سبزها در خیابان به نظر 80 درصد می‌رسند. یعنی 30 درصد خطا!

هر کس به پنج نفر تلفن بزند: من به خیلی ها زنگ زدم، همه مثل من سبز بودند

این عمل‌کرد تبلیغاتی که با ایده گرفتن از شرکت‌‌های هرمی طراحی شده بود از دو جهت موجب تصور نادرست از درصد طرف‌داران مهندس موسوی شد. اولاً تبلیغ‌کننده‌ها به دوستان خود زنگ می‌زنند و این بسیار طبیعی است که رأی دو دوست شبیه هم باشد. ثانیاً کسانی که با تلفن توجیه می‌شدند بارها و بارها به آن‌ها تلفن می‌شد و به آن‌ها این‌طور القاء می‌شد که اکثریت جامعه طرف‌دار مهندس موسوی هستند.

اعتراض و فشار روانی به اقلیت موضعی: ما که ندیدیم کسی بخواهد به احمدی نژاد رأی بدهد

طرف‌داران مهندس موسوی معترضان به وضع موجود هستند و طرف‌دارن دکتر احمدی‌نژاد مدافع نسبی ادامة وضع موجود. از نظر جامعه‌شناسان و کسانی که تجربه‌های اجتماعی دارند روشن است که بیان نارضایتی یک فرد معترض چندین برابر بیان رضایت یک فرد راضی است. به عنوان مثال کسی که در اداره‌ای با برخوردی ناشایست مواجه شده است به احتمال زیاد این موضوع را به دیگران منعکس می‌کند ولی کسی که کارش به‌طور عادی انجام شده است عموماً در این مورد با کسی صحبت نمی‌کند. همین وضعیت باعث شد که طرف‌دارن مهندس موسوی در استفاده از نمادهای رنگی و تبلیغات کلامی چندین برابر طرف‌دارن دکتر احمدی‌نژاد ابراز وجود کنند.
از طرف دیگر در بین گروه‌هایی که اکثریت طرف‌دار یک نامزد خاص هستند فشار روانی موجب می‌شود فرد مخالف از بیان عقیدة خود صرف‌نظر کند.


پرسیدن نظرات افراد در حوزه اخذ رأی: من با هر کسی در صف صحبت کردم مثل من فکر می کرد

واضح است که افراد معمولاً در حوزه‌ای که به محل زندگی‌شان نزدیک است رأی می‌دهند. اگر شهروند ساکن نیاوران سری به حوزه‌ای در میدان شوش بزند خواهد دید که اکثر رأی‌دهندگان خلاف او فکر می‌کنند. مثال سادة روبه‌رو نشان می‌دهد که مشاهدات سبزها در حوزه‌ها تا چه حد موجب تصور اشتباه و اغراق‌آمیز از درصد طرف‌دارن مهندس موسوی شده است. هر کدام از یازده ستون زیر یک حوزة اخذ رأی است. در حوزة سمت راست هر 10 نفر سبز هستند، در حوزة بعدی 9 نفر سبز هستند و به همین ترتیب در آخرین حوزه کسی سبز نیست. پس در کل 50 درصد سبز هستند.
 

اکنون فرض کنید مبنای ما برای محاسبة درصد سبزها گزارش دقیق سبزها باشد. در حوزة اول 10 نفر گزارش می‌دهند 100 درصد، در حوزة دوم 9 نفر گزارش می‌دهند 90 درصد و الی آخر. نتیجه با محاسبة ساده زیر به دست می‌آید.
 
جواب ۲۰ درصد بیش تر از مقدار واقعی است. آیا مهندس موسوی و مشاورانش از این موضوع غافل بوده اند؟!

به هر حل وزارت کشور هم معترف است که در تهران اکثریت با ما سبزهاست!

بله، این درست است البته نه یک اکثریت نزدیک به مطلق بلکه اکثریتی نزدیک به 52 درصد و به دکتر احمدی‌نژاد هم حدود 43 درصد از مردم شهر تهران رأی داده‌اند. جدا از این حتی اگر فرض کنیم تمام مردم تهران طرف‌دار مهندس موسوی باشند، این انتخابات ریاست‌جمهوری بود نه انتخابات شهرداری تهران! طرف‌داران مردم‌سالاری می‌بایست رأی اکثریت مردم ایران را بر رأی شخصی خود و یا رأی هم‌شهریان خود مقدم بدارند.

یعنی واقعاً انتخابات هیچ ایرادی نداشته است؟!

بعید است که انتخابات بدون هیچ اشکالی برگزار شده باشد و واضح است که مطالب بیان‌شده ثابت نمی‌کند که روند انتخابات سالم بوده است. ولی آیا نباید در فضایی آرام و منطقی دلایل و شواهد موجود را بررسی کنیم؟ آیا به‌تر نیست قبل از انتشار یک خبر یا مطلب ظاهراً علمی از درستی آن اطمینان حاصل کنیم؟ در چنین شرایطی وظیفة اهالی دانش‌گاه بسیار سنگین‌تر است. چشم و نگاه اکثر مردم به جامعة دانش‌گاهی است.

*ارسال شده توسط ا. محمودی، دانشجوی رشته ی ریاضی و علوم کامپیوتر، دانشگاه صنعتی شریف

فایل PDF برای دانلود
فایل DOC برای دانلود

 
پاسخ‌های رئیس ستاد انتخابات کشور به سوالات موجود
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳۱  

منبع:

http://alef.ir/1388/content/view/47916/

رئیس ستاد انتخابات کشور در برنامه ویژه‌ای از شبکه خبر به شبهات متعدد مطح شده در خصوص انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پاسخ داد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس کامران دانشجو رئیس ستاد انتخابات کشور با حضور در برنامه گفت‌وگوی 45 دقیقه از شبکه بین‌المللی خبر به برخی شبهات در خصوص فرآیند برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پاسخ داد.


 
پاسخ رئیس ستاد انتخابات کشور به شبهه‌افکنی نامزدهای
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳۱  

منبع:

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=31437

 

دوره‌های قبل انتخابات چرا از این حرف‌ها نمی‌زدند؟

 رئیس ستاد انتخابات کشور برای دومین بار طی یک هفته گذشته به برنامه 45 دقیقه شبکه خبر رفت تا به شبهاتی که بدون سند از سوی شکست‌خوردگان انتخابات مطرح می‌شود، پاسخ بگوید. به گزارش رجانیوز، کامران دانشجو در این برنامه به شبهه مشارکت بالای 100 درصد و بالای 90 درصد در برخی حوزه‌های انتخابیه، پلمپ صندوق‌ها، ناظران کاندیداها و زمان اخذ رأی پاسخ دهد.


 
پاسخ به 8 شبهه انتخاباتی
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳۱  

منبع:

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=31386

میرحسین موسوی در اصلی ترین شکوائیه اش نسبت به نتایج انتخابات شکوهمند 22 خرداد به نکاتی اشاره کرد که در ذیل به مرور این شبهات و پاسخ به آنها می پردازیم.

میرحسین موسوی در اصلی ترین شکوائیه اش نسبت به نتایج انتخابات شکوهمند 22 خرداد به نکاتی اشاره کرد که در ذیل به مرور این شبهات و پاسخ به آنها می پردازیم


 
إِنَّ ا... لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٦  

 

خدای متعال وضع مردمی را عوض نمی کند مگر اینکه آن ها وضع خودشان را از درون عوض کنند. تا عوض نشوند خدا سرنوشتشان را عوض نمی کند. از کلمه ی عوض شدن می توان معانی متعددی را برداشت نمود، اما در این مقاله قصد بررسی یکی از جوانب این تغییر، یعنی انتخاب حاکم را، داریم.

 هرچند صالح بودن حاکم شرطی لازم اما ناکافی برای پیشرفت جامعه است، اما باید با انتخاب صحیح و آگاهانه، این شرط لازم را برآورده کرد. در اینجا یکی از معیارهای اصلی برای انتخاب فرد اصلح ، اهداف فرد از رسیدن به حکومت مورد بررسی قرار می گیرد. باید توجه داشت که این ویژگی نیز هرچند لازم ، اما برای تشخیص فرد اصلح ناکافی است.

حسین بن علی (ع) در اجتماع حج در منا و عرفات، هنگام اعلام قیام اصلاح طلبانه خودش فرمود: " خداوندا تو خود می دانی که آنچه انجام شد جهت کسب قدرت و جمع آوری مالی از اموال بی ارزش دنیا نبود، بلکه برای بازگشت به مفاهیم اساسی دین و اصلاح چشمگیر در شهرها و نجات مظلومان و به  پا داشتن قوانین الهی تعطیل شده. "

 بازگشت به اسلام راستین:

جای هیچ بحثی ندارد که در مهمترین عامل دور شدن ما از مدینه فاضله، همانا عمل نکردن به سنتهای اسلامییست.

اصلاح چشمگیر در شهرها:

در اصطلاح اسلامی ، اصلاح نقطه مقابل فساد است، اعم از آنکه ظاهری و تدریجی باشد یا بنیادی و جوهری. اما چشمگیر و نمایان یعنی اینکه، علائمش از در و دیوار پیدا باشد و نیازی به آمار و توضیح و مطالعه نداشته باشد. همانطور که امام علی (ع) نیز در فرمانی به مالک اشتر می فرماید:" انسانها را اصلاح کن و شهرها را عمران نما."

نجات مظلومان:

امام علی (ع) به ماللک اشتر می فرماید : " مالک تو باید به گونه ای حکومت کنی که مردم تو را به معنای واقعی تامین کننده امنیتشان و نگهدار هستی و مالشان و دوست خود بدانند نه آنکه با ایجاد رعب و حشت بر مردم حکومت کنی." همچنین پیامبر اکرم می فرمایند:" هرگز امت جامعه ای به مقام قداست نمی رسند مگر آن وقت که ضعیف حقش را از قوی بدون لکنت کلمه بگیرد."

بپا داشتن قوانین الهی تعطیل شده:

در یک جامعه گاهی حدود الهی به طور کلی تعطیل می شوند یا بصورت تبعیض آمیز اجرا می شوند. سرنوشت چنین جامعه محتوم به فساد و تباهی است مگر آنکه حاکم بدون هیچ مصلحت اندیشی تمام قوانین و حدود الهی را برای همه بر پا دارد. چنانکه علی (ع) در اجرای احکام دین و دستورات شرع مقدس اسلام بسیار جدی و قاطع بود، نمونه بارز آن برخورد آن حضرت با برادرش عقیل می‏باشد که چگونه درخواست او را که سهم بیشتری از بیت‏المال می‏خواست، برای تنبیه و هوشیاری او با آهن گداخته پاسخ می‏دهد.

اما شاید بتوان تمامی موارد ذکر شده در بالا در قالب همین بند آخر خلاصه کرد، یعنی بپا داشتن قوانین الهی .

اگر حدود الهی بدون کم و کاست و برای همه اجرا شود فساد در بین مسئولان از بین رفته و از آنجا که بفرمایش امام علی (ع):" رعایا به دین حکام خویشند."، فساد در جامعه ریشه کن می شود. این امر آنقدر مهم است که مولای متقیان حتی رفتار شبه آمیز را برای مدیران خود جایز نمی داند، تا آنجا که وقتی به امام علی‏ علیه السلام اطّلاع دادند که شریح قاضی، خانه مجلّلی خریداری کرده، حضرت امیرالمؤمنین علی‏ علیه السلام فوراً او را احضار کرد و در خریداری خانه‏ای گران قیمت او را مورد نکوهش قرار داد، و فرمود:

"اگر از مال خود خریدی، اسراف کردی و اگر از بیت‏المال مسلمین تهیّه کردی خیانت است." [1]  یا در جای دیگر می فرمایند:" در دولت ما نزدیکان و خویشاوندان دولتمردان و حکمرانان حق ندارند از نیروی دولت برای به دست آوردن زمین و کشتزارها و جمع‏آوری ثروت استفاده و به نفع خود اقدام کنند. [2]"

یا در نامه ای به مالک اشتر می فرماید:" همانا زمامداران را خواص و نزدیکانی است که خود خواه وچپاولگرند، و در معاملات انصاف ندارند، ریشه ستمکاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان، و به هیچکدام از اطرافیان و خویشاوندانت زمین را واگذار مکن، و بگونه‏ای با آنان رفتار کن که قرار دادی به سودشان منعقد نگردد که به مردم زیان رساند، مانند آبیاری مزارع، یا زراعت مشترک، که هزینه‏های آن را بر دیگران تحمیل کنند، در آن صورت سودش برای آنان، و عیب و ننگش در دنیا و آخرت برای تو است."

آثار سوء استفاده از بیت المال آنجا مشخص می شود، که حتی طلحه و زبیر که روزی از اصحاب نزدیک پیامبر بودند  به علت سوء استفاده از جایگاه حکومتی و زراندوزی های بسیار، گذشته درخشان خود را فراموش کرده تا جایی که حتی در  جنگ جمل رودرروی حضرت علی (ع) قرار می گیرند. پس از پایان جنگ علی (ع) از کنار طلحة بن عبیدالله که کشته شده بود گذشت و فرمود: "او را بنشانید، ابومخنف گوید: حضرت به او فرمود: وای بر مادرت ای طلحه، تو را اقداماتی (مثبت در پیشبرد اسلام) بود، ای کاش برایت سودمند بود ولی شیطان گمراهت کرد و به لغزش انداخت و تو را سریعا به جهنم رساند. [3] ." یا هنگامیکه پس از گشته شدن زبیر، شمشیر او را نزد حضرت آوردند، فرمود:" این شمشیری است که مدتها با آن غم و غصه از رخسار رسول‏الله صلی الله علیه و آله زدوده بود." [4].

البته نباید از این نکته مهم و اساسی غافل شد که هرچقدر حاکم فرد صالحی باشد اما باز هم احتمال خطای اطرافیان او وجود دارد. غارت بیت المال اختصاص به حاکمان منصوب، قبل از حضرت علی (ع) نداشت بلکه آنان که در سایه تظاهر به حمایت از علی (ع) نیز به قدرت رسیده بودند بعد از مدتی دست به چنین اقداماتی زدند. به عنوان نمونه: امام علی (ع) حاکمیت منطقه اهواز، فارس، کرمان و... را به عبدالله بن عباس سپرده بود او نیز زیاد بن ابیه را برای منطقه کرمان و فارس نصب کرد و بعد از مدتی بیت المال را غارت و به شام پناهنده شد نامه 20 نهج‏البلاغه خطاب به زیاد در همین راستا می‏باشد. [5]

در پایان، ذکر این نکته ضروریست که هرچند حاکم غیر از موارد بالا، باید خوصیصیات دیگری نیز داشته باشد، اما کسی که فاقد خصوصیات فوق باشد به هیچ وجه شایستگی انتخاب شدن توسط مردم را ندارد.


پانوشت:

                  1 - نامه 3 نهج البلاغه

                  2 - عهدنامه مالک – نهج البلاغه-  فیض الاسلام صفحه 1017

                  3- شرح نهج البلاغه - ج1- ص 248

                  4- شرح نهج البلاغه - ج1- ص 236

                  5- شرح ابن ابی الحدید – ج15 –ص 139